.....
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست .
پرسیدند:
کجا میروی؟
گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا
مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،
نه به خاطر رفاه در بهشت و ترس از جهنم !!
پرسیدند:
کجا میروی؟
گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا
مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،
نه به خاطر رفاه در بهشت و ترس از جهنم !!
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:38 توسط Ayda
|
سلام.من آیدا هستم.به وبلاگ من خوش اومدین.امیدوارم اوقات خوبی در این وبلاگ داشته باشین.نظر یادتون نره.