جای من اینجا نیست!!

جای من اینجا نیست
جای من گُم شده است
من از این همهمه ی اهل زمین بیزام
دلِ من می خواهد جایی باشم
که در آنجا نباشد هیچ ردّی
از آدمها
که بخواهند
که درکم نکنند
یا که تَرکم بکنند
یا دلم را بشکنند
سرزمینش سرسبز
چشمه هایش پر آب
و درختانی داشته باشد سر به فلک
و در آنجا نوازش بدهند گوشم را
جیک جیکِ گنجشک ها
غُورغُور قورباغه
شُرشُر آبِ روان
و هزاران صدای دیگر
و من با سازِ خودم
نوازش بدهم گوش طبیعت را
و چه کیفی دارد
تک و تنها در آنجا باشم
خانه ام کلبه ای از چوب درختان باشد
و چراغ شبهایم مهتاب
و ستاره های چشمک زن شب
نقاشی کنند
صفحه ی سیاهِ شبهایم را
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:24 توسط Ayda
|
سلام.من آیدا هستم.به وبلاگ من خوش اومدین.امیدوارم اوقات خوبی در این وبلاگ داشته باشین.نظر یادتون نره.