انشای دانش آموز دوم دبستان
ماحیوانات را خیلی دوست داریم بابایمان هم همینطور.ما هرروز در مورد حیوانات حرف میزنیم بابایمان هم همینطور.بابایمان وقتی باما حرف میزند از حیوانات هم یاد میکند،مثلا امروز بابایمان دوباره به ما گفت:توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید:کره خر مگه من نشستم سر گنج؟؟
چند روز پیش وقی با مامانمان و بابایمان میرفتیم خونه عمه زهرا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان.بابایمان هم که آن روی سگش بالا آمده بود به آقاهه گفت:مگه کوری گوساله؟آقاهه هم گفت:کور باباته یابو،پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی زن دایی!!
بابایمان هم گفت:برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی آقاهه از بابایمان خیلی گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد.
بعد مامانمان به بابایمان گفت:مگه کرم داری آخه؟؟خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 12:57 توسط Ayda
|
سلام.من آیدا هستم.به وبلاگ من خوش اومدین.امیدوارم اوقات خوبی در این وبلاگ داشته باشین.نظر یادتون نره.