Happy valentine`s Day

Sevgililer gününde belki yanında değilim ama dünde, bugünde, yarında yüreğin kadar yanındayım. Kendini yalnız hissettiğinde elini kalbine koy ben hep ordayım

Sevgililer gününde belki yanında değilim ama dünde, bugünde, yarında yüreğin kadar yanındayım. Kendini yalnız hissettiğinde elini kalbine koy ben hep ordayım
هرچیزی را عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل میشود.شما آنچه را که میبینید باور نمیکنیدبلکه آن چیزی را میبینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید.پس باید:باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن هارا از بین ببرید.
![]()
هرچیزی را که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا میکند.هر چیزی را که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند.بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید.
![]()
شما مرتبا افکار، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید خواه افکار منفی خواه افکار مثبت.شما میتوانید بهتر از انکه هستید باشید.ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خودرا تغییر دهید.
![]()
زندگی شما نتیجه انتخاب های شما تا این لحظه است.چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست.
![]()
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید بستگی به این دارد که تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید.سلامتی،شادی،و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار،اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید.
![]()
اینکه چطور با خودتان حرف میزنید،حداقل ۹۵ درصد از فکر و احساس شما را مشخص میکند.ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور میپذیرد.همواره با خودتان گفتگوهای مثبت،سودمند و موثر داشته باشید،حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید.

جای من اینجا نیست
جای من گُم شده است
من از این همهمه ی اهل زمین بیزام
دلِ من می خواهد جایی باشم
که در آنجا نباشد هیچ ردّی
از آدمها
که بخواهند
که درکم نکنند
یا که تَرکم بکنند
یا دلم را بشکنند
سرزمینش سرسبز
چشمه هایش پر آب
و درختانی داشته باشد سر به فلک
و در آنجا نوازش بدهند گوشم را
جیک جیکِ گنجشک ها
غُورغُور قورباغه
شُرشُر آبِ روان
و هزاران صدای دیگر
و من با سازِ خودم
نوازش بدهم گوش طبیعت را
و چه کیفی دارد
تک و تنها در آنجا باشم
خانه ام کلبه ای از چوب درختان باشد
و چراغ شبهایم مهتاب
و ستاره های چشمک زن شب
نقاشی کنند
صفحه ی سیاهِ شبهایم را
ادامه مطلب

چه سخت است از صبر گفتن و دلجویی دادن وقتی که لحظه هایت همیشه با درد آمیخته شده است.
چه سخت است امید بستن به فرداهای دور از انتظار وقتی که تنها، درد مرهم زخم هایت باشد.
میدانم چقدر سخت است وقتی صبرت را به ازای روزها تحمل رنج از دست می دهی و میدانم چه سخت است وقتی ناله های لحظه های تنهاییت را با شانه های بی کسی شب تقسیم می کنی تا حرمت اشک های پاکت را مقابل هر کس نشکنی.
آری، چه سخت است موعظه وقتی که هیچکس دردت را نمی فهمد و هیچکس نمی تواند تسکین دهنده دل خرابت باشد...
نمی دانم چه باید گفت
ولی
تا می توانی گریه کن، شاید دنیا شرمش بگیرد.
هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است.
طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد
انجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا
بقیه ادامه مطلب
بخشندگی را باید از آن کودکی آموخت که هر چقدر دلگیر باشد و هر چقدر هم کینه به دل داشته باشد می بخشد،
بی آنکه در چهره اش نه اثری از خشم دیده شود و نه کینه. نه کلامی و نه ملامتی، نه سرزنشی و نه زخم زبانی.
هر بار که آشتی می کند ما را به کشتی خود می برد و لبخندش زندگی را معنا می بخشد. کودکان جسم کوچکی دارند ولی دل هایشان خیلی بزرگ است.
مثل بزرگترها نیستند، انگار گذشت سال ها ما را بی گذشت می کند، بی رحمی را فرا می گیریم و خطاهای دیگران،
هرچند کوچک باشد تا مدتها بر ذهنمان می ماند و در پس شکست هایمان همیشه انتقام نهفته است تا آسوده شویم.
کاش بدانیم: فقط یک بار شانس زیستن داریم. پس عشق را همراه همیشگی زندگیمان کنیم تا دیر نشده است.
امیـــــــد را بیامــــــوز
از اولین سبزه ی روییده در زمستان
از پرواز کرکس ها در خیمه ی آسمان
از انتظار قطــــــره برای فرود در بیابان
یا از موجــــــی به انتظار طوفــــــان !
امیــــــد را از اولین گلــــــی بیامــــــوز
که فراموش کرد غنــــــچه بودنش را ،
از دانــــــه ای
که جوانــــــه زد برای اولیــــــن بار ،
و از درخــــــت خشکــــــی
که به جای تبــــــر ،می بیند خواب بهــــــار را ...!!
به سلامتی رفتگری که دیشب
تمام شهر مهمونِ خونـش بودن!
بدون کوچکترین مراعاتــی خوردن، ریخـتن، پاشیدن، ســوزوندن …!
همه کــه رفتن خونه هاشون
بدون اینکـه کسی بفهمه جاروش و دست میگیـره
تا صبح تو تنهایی خودش شهرش رو تمیـــز میکنه…
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست
او جانشين همه نداشتنهاست
نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است
اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند
و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد
تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی
ای پناهگاه ابدی
تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی